تماس با ما                ثبت اطلاعات

 

  فیلم با :   مستند    مستندسازان    آرشیو      تماس با ما      ثبت         

 

بزرگداشت منوچهر طیاب

 عصر روز یکشنبه ۲۶ خرداد ماه ۱۳۸۷ شب « منوچهر طیاب » با همکاری مجله بخارا ، مرکز هنرپژوهی نقش جهان و کتاب خورشید در محل مرکز هنر پژوهی نقش جهان با حضور دانشجویان سینما و به خصوص سینمای مستند و نیز مستندسازان به نام همچون فرهاد ورهرام برگزار شد .

جلسه را ابتدا خانم چتر فیروزه از مرکز هنر پژوهی نقش جهان آغاز کرد و سپس  بخشی از فیلم مستند دریای پارس ساخته منوچهر طیاب به نمایش درآمد و پس از آن علی دهباشی سخنرانی خود را چنین آغاز نمود :

« ما  همگی خوشحال هستیم که استاد منوچهر طیاب را در جمع دوستداران سینمای مستند می بینیم . یک بار هم تصور می کنم دو سال پیش بود که  مجله بخارا با همکاری کتاب خورشید  و مدیر فاضل آن آقای کازری به مناسبت انتشار کتاب دریای پارس جشن رونمایی کتاب را برگزار کرد . آن شب هم  عده ای از علاقمندان آقای منوچهر طیاب با علاقه در آن شرکت کردند. آقایان محمد رضا اصلانی ، خسرو سینایی و زنده یاد پرویز ورجاوند از سخنرانان اصلی آن شب رونمایی از کتاب دریای پارس بودند . در آن مجلس دوستان به نسبت آشنایی با آثار آقای طیاب مطالبی ارائه دادند که به خصوص برای نسل جوان شرکت کننده آگاهی دهنده بود .

جناب طیاب سرپرست رشته سینماتوگرافی و عکاسی دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی تهران عضو هیئت داوران سازمان یونسکو در جشنواره بین المللی فیلم های کوتاه کراکو ، لهستان بوده است .

طی سالها فعالیت مستمر استاد طیاب جوایز فراوانی کسب کرده که برخی از آن ها را چنین می توان برشمرد :  

  • جایزه دلفان نقره ای برای فیلم سرامیک از جشنواره بین المللی فیلمهای مستند و آموزشی ، تهران
  • دریافت دیپلم افتخار برای فیلم مسجد جامع اصفهان از جشنواره بین المللی فیلم برلین
  • کسب دیپلم افتخار برای فیلم ریتم از جشنواره بین المللی فیلم وین
  • « همراه با باد در دل تنهایی کویر » یکی از هفت فیلم مستند انتخابی منتقدان فیلم اروپا در جشنواره بین المللی سینمای مستند شهر ترنتو ، ایتالیا

 

مطالعات و موفقیت های دانشگاهی یک بخش از زندگی ایشان را فرا می گیرد اما بخش مهم تر تجربه های بسیار ارزشمندی است که آقای طیاب در طول انجام کارهایش بدست آورده است . بدیهی است همه آنچه منوجهر طیاب نام دارد یک باره به دست نیامده است . بلکه ریشه در یک عشق و شور و شوقی دارد که از همان نوجوانی ایشان را رها نکرده است . وجودی که از نوجوانی هنگامی که دوربین عکاسی به دست گرفت نوعی دیگر نگاه کردن را تجربه کرد و هنگامی که اولین تجربیات شنیدن موسیقی را مزه مزه می کرد به دنبال اندیشه ای بود که پس پشت آن می شنید . این همه نوجوان را در معرض تفکراتی قرار داد که دیگر نمی توانست به گذران عادی همسن و سال های خود دل ببندد. پس راه افتاد و در پدیده های اطراف خود با نگاهی پرسشگر نگریست و به تدریج راه خود را یافت . راهی که تا به امروز در آن گام می زند . استاد ما حتماٌ گاهی به پشت سر خود نگاه می کند و از آنچه انجام داده یادهایی دارد . از تلخ کامی ها و شادی ها .

 یک نگاه گذرا و سریع به زندگی آقای طیاب ما را با وجه ایرانشناسی ایشان بیشتر آشنا می کند . ایرانشناسی اما نه از نوع کتابخانه ای آن . از سپاهان تا شوشتر . مسیر ابن بطوطه را تجربه کردن . وجب به وجب بنادر جنوب این سرزمین را تجربه کردن و آنگاه به تصویر درآوردن و نوشتن . در آیین های مردم سرزمین خود شرکت کردن و بعد سر از رازهای تاریخی اش درآوردن و سرانجام از هر کاری به کاری دیگر در این سرزمین دل بستن . آنچه را که ما می توانیم از زندگی هنری آقای طیاب بیاموزیم می تواند این هم باشد که پیش از آنکه جهان را شناسی سرزمین خودت را بشناس . چنین زندگی و کارنامه درخشانی را به استاد منوچهر طیاب و فرهنگ ایرانی تبریک می گوییم . » ن

 

در ادامه محمد علی اینانلو از منوچهر طیاب سخن گفت ، اینکه « راجع به طیاب حداقل من نمی توانم صحبت کنم . ما آدم های بیایان هستیم  و یاد گرفته ایم سکوت کنیم . من ایشان را حضوراٌ کم دیده ام و می شناسم ولی مطمئنم که بدون رد و بدل کردن کلمه می توانیم ساعت ها حرف بزنیم . » اینانلو از دشواری های کار طیاب برای ساخت فیلم مستند حکایت کرد « من طیاب را در جندق دیده ام که درآنجا ساربان و شتربان دایره ای  با شترها درست کرده بود تا بتوانند در برابر طوفان شن مقاومت کنند و  آتش آنقدر کم بود که مطمئناٌ نمی توانست  طیاب و یارانش را گرم کند . و من طیاب را می دیدم که کنه ای خونش را می مکید و او آن چنان گرم کار و خسته آن بود که به کنه اعتنایی نداشت . طیاب چنان شیفته کار خود است که در حین کار دشواری ها را از یاد می برد و فقط به ماحصل کار خود می اندیشد »

 

سپس اسعد نقش بندی از دوازده سال آشنایی و همراهی خود با منوچهر طیاب حکایت کرد « استاد منوچهر طیاب از ویژه انسان های این عصر است . هنرمندی است مستقل و چند وجهی  ، تز پنجاه سال پیش کار تحقیق  ، نگارش و ترجمه و ساخت فیلم مستند را شروع می کند و حاصل یک عمر فعالیت ساخت بیش از ۹۰ اثر مستند است که بیشتر آن ها با موضوعاتی در ارتباط با فرهنگ و جغرافیای ایران زمین است و اکنون بر بلندای تجارب این سال ها هنوز تحقیق می کند و می نویسد و فیلم می سازد و فیلمساز مؤلفی است که تمام مراحل آن از طرح و نگارش فیلمنامه تا ساخت فیلم و تدوین آن همه حاصل ذهن حساس و دقیق ایشان نسبت به دنیای اطرافش است . برای مثال وقتی می خواهد در مورد کویر ایران فیلمی بسازد ، پنج سال وقت خود را صرف تحقیق درباره آن می کند . اکثر کتاب های ایرانی و خارجی را در ایران و اروپا مطالعه می کند خصوصاٌ آنهایی را که به موضوع کویر مربوط می شود . مقالات مختلف را جمع آوری می کند و چندین سال هم به گوشه و کنار کویر مرکزی و کویر لوت می رود ، با اهالی بومی به گفت و گو می نشیند ، با دوستان محقق گپ و گفت می زند و اطلاعات کافی در این زمینه جمع آوری می کند . مطالعات گسترده است از معماری تا جانورشناسی تا کیهان شناسی تا توجه به سنت ها و هنرهای دستی و مسئله آب در زندگی کویرنشینان . اگر چه همه این موضوعات در فیلم نمی آید با وجود این در کلیه زمینه ها به جمع آوری اطلاعات دست می زند . » نقش بندی در ادامه سخن گفت « استاد طیاب که همیشه در صحبت هایش خود را یک کارگزار فرهنگی می داند و  در حوزه های مختلفی چون معماری ، موسیقی ، جامعه شناسی ، جغرافیا و تاریخ صاحب نظر است و بسیار موشکافانه به همه این علوم توجه دارند وا لبته از منظر و رویکردی که خاص خودش است . اگر چه ایشان سالهاست که در خارج از ایران و در اروپا زندگی می کنند و با فرهنگ و تمدن غربی آشنایی مستقیم دارند ولی هرگز مرعوب آن نشده ، از امکانات و توان های آنها به خوبی استفاده می کند و در کارش بهره می گیرد ولی آثارش بر اندیشه ای که خود باور دارد استوار است . اصالت دارد و فیلمش را برای ذائقه جشنواره یا مسابقه نمی سازد . اهل هیاهو و تبلیغات هم نیست و مهم برایش کارش است و توجهی به حواشی سینما ندارد .سالهاست که می نویسد و دست به قلم است و در هر فرصتی دست به نگارش می زند. در کنار ساخت فیلم های اخیرش کتاب منتشر می کند . کتاب هایش شبیه سفرنامه هستند ولی نمی شود گفت فقط سفرنامه اند زیرا بسیار مطالب با بیانی شیرین از زبان او در این کتاب ها هست و مکمل فیلم هایی است که ساخته . آخرین کتابش حاصل ۴۰ سال سفرهایی است که به خلیج فارس و کرانه های دریای عمان داشته بنام دریای پارس .» نقش بندی در بخشی از سخنان خود چنین ادامه داد « استاد با روی گشاده ای که دارند هرگز در انتقال دانش و اطلاعاتشان کم فروشی نمی کنند . هر جا علاقمندی از او پرسش می کند بدون توجه به سن و سال و یا عمق دانشش سعی می کند آنچه را که می داند به وی انتقال دهد آن هم با زبانی ساده و هرگز شنونده اش را بخاطر کم دانشی حقیر نمی شمارد بلکه سعی می کند در او انگیزه ایجاد کند و راه پیش پایش بگذارد تا دانشش را افزون کند و از شگردهای استاد است که سعی می کند گفته هایش نصیحت گونه هم نباشد که ممکن است تأثیر کلامش را کم کند . در این دوازده سالی که در بیشتر پروژه ها در کنارشان بودم بسیار آموخته ام نه فقط سینما و عکاسی را بلکه دیدن دنیا را هم. در هنگام کار بسیار پرحوصله ، پرطاقت و پرانرژی است و از هر موضوعی می تواند براحتی بگذرد الا موضوع کار که بقول دوست فیلمبردارمان موقع کار یزید می شود و تا به آنچه می خواهد نرسد دست بردار نیست . با کسی به درشتی سخن نمی گوید ولی از خواسته اش هم کم نمی گذارد . چنان مجذوب کار می شود و گویا کسی دائماٌ باید یاد آوری کند که غذایی باید خورد و یا لختی استراحت به خود و گروه بدهید . و علاقه مندی استاد به عکاسی و عکس هم از ویژگی های خاص وی است زیرا همیشه حتی سر صحنه دوربینی در دست دارد و اگر چند عکاس صحنه هم آنجا باشند ایشان عکس خود را می گیرد . یکبار پرسیدم با این همه دوربین عکاسی شما هم عکس می گیرید در جواب با خنده گفت من یادداشت تصویری جمع می کنم و چون بعدها با دیدن این یادداشت ها سر شوق می آیم و کار تدوین را با لذت انجام می دهم. استاد هم در کار و در زندگی بسیار منضبط است . اگر به منزل ایشان بروید همه چیز سرجای خودش و در نهایت تمیزی و آراستگی است . اگر با وی همراه شدید یادتان باشد خوش قولی و نظم حتماٌ باید در کارتان فراموش نشود . دست آخر از ایشان یاد گرفتم که خوشبختی در آن دوردست ها نیست . این را باید در خودت و در جایی که به آن تعلق داری جستجو کنی. »

 

سخنران بعدی همایون امامی بود که با پرداختن به تاریخچه سینمای مستند وجوه بارز کارهای طیاب را برشمرد :

« معمولاً رسم بر آنست که در مراسم بزرگداشت، سخنرانان فرصتی می‌یابند تا در جمع، از فردی که مجلس به قصد بزرگ‌داشت او ترتیب یافته است؛ طیق اغراق در پیش گرفته و به شیوه‌ای آکنده از تعارف و بعضاً مداهنه، فرد مورد نظر را به عرش اعلا ببرند. چنین رویکردی علاوه بر آن که در ادای حق مطلب، ناتوان خواهد ماند؛ در جذب و جلب اعتماد مخاطب هم راه به جایی نخواهد برد. چرا که بیش از هرکس دیگر، این مخاطب است که همراه شخص مورد بزرگداشت، از این شیوه‌ی برخورد ناراحت شده و از آن سلب اعتماد کند. بخصوص اگر در ارائه‌ی مطالب،کمی هم جانب اعتدال رعایت نشده باشد. استاد منوچهر طیاب را اما به این گونه برخورد‌ها نیازی نیست. با علم به این حقیقت می‌خواستم در نوبت کوتاهی که به صحبت‌های این نگارنده اختصاص یافته بود؛ حضور او را در دل جریانی که در تاریخ سینمای مستند؛ تحصیل‌کردگان سینما در خارج از ایران به وجود آورده‌اند بجویم؛ و به معرفی بگذارم. می‌خواستم به مخاطبان، بخصوص نسل جوان، نشان دهم بنای رفیع و سترگی که امروزه از آن با عنوان سینمای مستند ایران یاد می شود؛ در چهل و اندی سال پیش که منوچهر طیاب و دیگر بانیان سینمای مستند ایران در ابتدای بنای آن بودند؛ در چه وضعیتی بود. تصور می‌کردم با چنین رویکردی خواهم توانست برابر مخاطبانم، چشم‌اندازی رسم کنم و امکان مقایسه را برای او بوجود بیاورم. لیکن کوتاه و کوتاه‌تر شدن فرصتی که در‌اختیارم قرار داشت؛ آن‌چنان ذهنی مرا بهم ریخت که نتوانستم با حذف و اضافاتی فوری، مطالب مفید و مرتبت‌تری با موضوع بزرگداشت را ارائه نمایم. لذا نوشته‌ی ذیل صورتی دیگری ولی معنایی از آنچه خواهد بود که در ذهن پرورانده بودم. در این نخستین فرصت می‌کوشم شمه‌ای از آنرا به اختصار بیان کرده و توضیحات تفصیلی آنرا به فرصتی دیگر موکول نمایم.

 

مستند‌سازی در ایران عملاً از فعالیت‌های گروه سیراکیوز آغاز می شود؛ گروهی که بدنبال خلع‌ید از دولت انگلستان در دست‌اندازی و چپاول منابع نفتی ما، از سوی دولت امریکا به ایران گسیل شد تابا نفوذ در دل ایرانیان، جای خالی دولت انگلیس را پر کرده و زمینه را برای تصاحب  دریای نفت،‌ فراهم کند. این گروه با نمایش سیار فیلم در روستا‌ها و کمک‌هایی که در زمینه‌های کشاورزی، دامداری و حفظ بهداشت به روستائیان می‌کردند؛ می‌کوشیدند در دل و ذهن آنها چهره‌ای صمیمی و دوست‌داشتنی از آمریکا ترسیم کنند. این گروه بنا به دعوت مرکز تازه‌ تأسیس مرکز سینمایی کل کشور، یا اداره‌ی سمعی‌بصری وزارت فرهنگ و هنر، کلاس‌هایی برپا کردند که در آنها سینما آموزش داده می شد؛ نخستین مستند‌سازان سینمای ایران از این کلاس‌ها بیرون آمدند.

 نیروی تأثیرگذار دیگری که در بنانهادن بنای سینمای مستند ایران نقش سترگی دارد؛ ابراهیم گلستانست؛ که باتأسیس کارگاه فیلم گلستان و تولید نخستین فیلم‌های مستند سینمای ایران در حد و اندازه‌های بین‌المللی نقش تاریخی غیر‌قابل انکار خود را در پیشبرد سینما روشنفکرانه‌ی داستانی از یک سو و سینمای مستند جدی و قابل طرح سینمای ایران از سوی دیگر به انجام رساند.

 بنای قابل تأمل سینمای مستند امروز ایران وام‌دار جریان دیگریست؛ که توسط تحصیل‌کردگان سینما در خارج از ایران بنا نهاده شد. جریانی که چهره‌های اصلی آن را فرخ‌غفاری، فریدون رهنما، مصطفی فرزانه، دکتر هوشنگ کاووسی، هژیر داریوش، احمد فاروقی‌قاجار، منوچهر طیاب، کامران شیردل، خسرو سینایی و .. تشکیل می دادند.

 در این میان نقش منوچهر طیاب از دیگران پررنگ‌تر است؛ چرا که تنها اوست که به صورتی متمرکز به توسعه و گسترش عملی سینمای مستند ایران همت گماشت. کارنامه‌ی منوچهر طیاب که متجاوز از ۹۰ فیلم در آن دیده می‌شود؛ تنها یک فیلم کوتاه داستانی در خود دارد: سوزنبان(۱۳۵۰)؛ موضوعی که باید آنرا نشانه‌ی تلقی عمیق طیاب از سینمای مستند دانست. سینمای مستند طیاب شاخصه‌های دیگری نیز دارد؛ که به علت ضیق وقت، تنها به صورت اشاره مورد معرفی قرار می‌گیرد؛ باشد که در فرصتی دیگر به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد:

 

–          تأکید بر پژوهشی ژرف‌نگر که در تمام آثار منوچهر طیاب به چشم می‌خورد.

 

–         تجربه‌گرایی و آزمودن شیوه‌های بیانی تجربه‌ نشده یا کمتر تجربه شده، به ویژه در فیلم‌هایی چون ریتم(۱۳۴۳)، سفال(۱۳۴۲)

 

–         نگاه اجتماعی معترض، آنچنان با تنه زدن به مستند‌های سیاسی به توقیف و تکه‌تکه شدن آنها منجر می‌شود.

 

–         تکیه بر کاربرد درام در تمامی مستند‌ها، بویژه در مستند‌های علمی و مردم‌نگاری که داتاً از سرشتی خشک و غیر‌قابل انعطاف برخوردارند.

 

–         تنوع و تعدد موضوع‌های کار شده به حدی که حوزه‌‌های مختلف علمی، تاریخی، معماری، انسان‌شناسی، هنر‌شناسی، ایران شناسی و غیره را در بر می‌گیرد.

 

بی‌تردید سینمای مستند منوچهر طیاب، از شاخصه‌‌های دیگری نیز برخوردار است؛ که پرداختن به آن مجال بیشتری می‌طلبد. مایلم این نوشته را با آرزوی سرسبزی و سربلندی استاد منوچهر طیاب به پایان برم. تا سینما و فرهنگ این مرز و بوم دانش و معرفت او را در ساخت امروز و فردای خود بکار گیرد. »

 

و در ادامه مسعود کازری مدیر کتاب خورشید از چند و چون کار با طیاب سخن گفت «

 

با سلام و ضمن تشکر از دعوت به گردهمایی امروز، سعی می‌کنم در حد بضاعت شناخت خودم را  از آقای طیاب دارم بیان کنم. این شناخت در طول ۱۰ سال گذشته شکل گرفته است و شروع آن چنین بود که آقای طیاب یک متن کوتاه را برای انتشار پیشنهاد دادند.

 

– البته منظورشان تهیه یک جزوه کوچک بود برای دانشجویان که با مراحل و شرایط ساخت یک فیلم مستند آشنا شوند.

 

– این متن، هم فیلمنامه بود و هم پشت صحنه، هم پیشینه تاریخی بود و هم فرهنگ رایج در کویر و شهرهای حاشیه آن

 

– این متن به نظر بیش از یک جزوه و در حقیقت چکیده دانش و تجربه سالیان بود و بنابراین تبدیل شد به کتاب همراه باد در دل تنهایی کویر و این ماجرا  مانند سرِنخی راهنمای من شد به مخزن اصلی در پستوی خانه آقای طیاب.

 

– این پستو شامل قفسه‌های طبقه‌بندی شده‌ای است از عکس، اسلاید، فیلم و یادداشت‌های دقیق تاریخی و جغرافیایی و همچنین اطلاعاتی از فرهنگ شفاهی هر منطقه که در طول ۴۰ – ۵۰ سال گذشته گردآوری شده است.

 

– نکته جالب توجه این است که موجودی این پستو عیناً در ذهن آقای طیاب وجود دارد، به همان دقت و با همان طبقه‌بندی. کافی است که کشویِ مورد نظر را در ذهن باز کنند.

 

– البته همیشه برای استفاده از این اطلاعات در مراحل نهایی به پستوی خانه مراجعه می‌کنند تا چیزی از قلم نیفتاده باشد. شاید این روش مانند حسابداری دوبل عمل می‌کند که تمامی اطلاعات را در دو جا ثبت می‌کنند.

 

– و به این صورت بود که کم‌کم از طریق این سرنخ به طرح تولید کتاب، همزمان با فیلم رسیدیم به صورتی که آقای طیاب ایران را به چهار بخش جغرافیای فرهنگی تقسیم‌بندی کردند.

 

– این تقسیم‌بندی مرا به یاد یک نقاشی از داوینچی می‌اندازد که جهان را از بالا دیده و نقش کرده، در حقیقت او امکان دیدن جهان را از فضا نداشت ولی دانش و تخیل نیرومندش این امکان را  می‌داد تا جهان را از دایره یک چشم و از بالا ببیند.

 

آقای طیاب نیز با همچون دانش و خلاقیتی، تجسمی از جغرافیای فرهنگی ایران ارائه داده‌اند که شامل این ۴ بخش می‌شود:

 

۱- خلیج فارس و پیرامون آن              ۲- کویر و شهرهای حاشیه آن

 

۳-  زاگرس و پیرامون آن                    ۴- البرز و پیرامون آن

 

بخش اول این طرح با عنوان دریای پارس به اجرا رسید که همزمان با تولید و نمایش فیلم، کتاب آن نیز تولید و منتشر شد.

 

لازم به ذکر است که انتخاب گروه مخاطب به عنوان هدف، سطح واژگان و جملات، نوع نگارش برای رسیدن به ساختار ویژه این مجموعه، و دستیابی به متن نهایی با دقت و صرف وقت بسیار آقای طیاب و همچنین یاری آقای اسعد نقشبندی در مراحل، انتخاب و استفاده از عکس‌ها میسر گشته است.

 

امیدوار هستم قدم بعدی این مجموعه تا پایان سال آماده شود و همچنین طرح انتشار ۴ بخش جغرافیای فرهنگی ایران در سطحی ساده‌تر به ۲ زبان برای استفاده نوجوانان و جوانان ایرانی مقیم خارج از کشور تحقق یابد. »

 

و در پایان منوچهر طیاب ضمن تشکر از برگزارکنندگان و نیز سخنرانان فیلم مستند را در حقیقت سندی تصویری خواند و گفت « امروز می توانید با استفاده از این تصویر وقت بگذاریم و کشور خود را به جهانیان بشناسانیم . سینما این امکان را به ما می دهد که نه تنها فرهنگ و جغرافیای ایران را برای خودمان روشن کنیم بلکه می توانیم وجوه آن را برای اروپاییان و در کل غیرایرانیان نیز روشن کنیم چرا که دیگر آن نگاه دشمن خو به غیراروپاییان وجود ندارد و امروز اروپاییان می خواهند بیشتر درباره غیر خود بدانند . و ما امروز این فرصت را داریم که بتوانیم با استفاده از این امکان سرزمینمان را به دیگران بشناسانیم و از مشکلات سر راه نترسیم و بکوشیم تا این مشکلات را تا آن حد که می توانیم هموار کنیم . من نود فیلم مستند ساخته ام . اگر قرار بود به خاطر مشکلات از پا درآیم پنج تا فیلم هم نمی ساختم .» طیاب در ادامه سخن گفت « من اعتقادی به سینمای داستانی ایران ندارم . به هر حال ما دارای یک سابقه و فرهنگ کهن هستیم و گنجینه ای را در اختیار داریم که دیگران ندارند. امروز جهان تشنه آشنایی است و این دهکده کوچک جهانی واقعیت دارد و در خارج از ایران می بینیم که چقدر به ایران علاقه مندند . سینما و تلویزیون زبانی جهانی اند و سینما زبان خاص خود را پیدا کرده و در واقع انسان به زبان مشترکی دست یافته که زبان تصویر است . ماجرای فرهنگ جریانی یک سویه نیست ، مثل سنگ نیست بلکه مثل آب است ، سیال است و جاری و تنها رابطه صحیح با دیگران رابطه فرهنگی است . » و سپس ربع ساعتی به پرسش و پاسخ بین حاضرین و منوچهر طیاب اختصاص داده شد.


منبع: http://bukharamag.com/1387.03.743.html

 

دسته بندی مطالب