چاپ

فیلم‌های سودجویانه (Exploitation film)


Exploitation film
فیلم بهره‌کشی یا فیلم بهره‌بردار به سبکی از فیلم هایی اشاره دارد که در زبان انگلیسی به آنها Exploitation film گفته می‌شو و غالبا" به فیلمی کم‌هزینه گفته می‌شود که تلاش می‌کند موفقیت تجاری‌اش را با بهره‌برداری از یک گرایش رایج، ژانر خاص یا موضوع موحش و شوک‌آور تضمین کند. درون‌مایه رایج فیلم‌های بهره‌بردار معمولاً سکس ، عشق و خشونت است، اما محدود به این‌ها نمی‌شود.
فیلم‌های بهره‌بردار عموماً از درجهٔ کیفی پایینی برخوردارند و «بی‌مووی» محسوب می‌شوند، اما استثناهای کالتی مانند شب مردگان زنده نیز وجود دارند که بدل به نمونه‌هایی کلاسیک در تاریخ سینما شده‌اند

- ما نام این نوع را «فیلم های سودجویانه» نامگذاری کردیم که در معنای تحت لفظی انگلیسی آن «Profitable films» معنی می‌شود. نام‌های پیشنهادی دیگر: «فیلم‌های سود محور» ، «فیلم‌های سودجویانه» ، «فیلم‌های سوء استفاده‌گر» می تواند جایگزین شود.
--------------

- بنابراین شاید بتوان این سبک فیلم‌ها را اینگونه تعریف نمود که:
فیلمهای سودجو ، در واقع سبکی از فیلم های سینمایی است که محوریت اصلی آنها بر پایه نوعی از استثمار است که به دنبال موفقیت تجاری با سرمایه گذاری در روند فعلی، ژانرهای کلیشه و گیشه یا محتوای هیجان انگیز است.

فیلم های بهره بردار، اغلب موضوعاتی مانند رابطه جنسی پیشنهادی یا صریح، خشونت هیجان انگیز، مصرف مواد مخدر،  برهنگی(nudity)، تخریب، شورش، ضرب و شتم را به شیوه‌ایی متفاوت و گاها" عجیب و غریب را نشان می دهند. در حالی که اغلب این فیلم ها با بودجه کم  "B" ،ساخته می‌شوند.

برخی از فیلم های استثمار بر فرهنگ عامه تأثیر گذاشته‌اند، توجه انتقادی را به خود جلب کرده‌اند، اهمیت تاریخی به دست آورده اند و پیروان فرقه را توسعه داده اند.


تاریخچه 

اشکال اولیه فیلم های بهره برداری برای اولین بار در دهه ۱۹۲۰ ظاهر شدند.

اما دوره های اوج آنها عمدتاً از دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ بود، با چند دوره پیش و بعد از آن. بهره برداری اولیه از دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ اغلب به عنوان "آموزشی" پنهان می شد، اما واقعاً هیجان انگیز بود. این ها در نمایشگاه های جاده ای در حال سفر نشان داده شده بود و سانسور را تحت پوشش آموزش اخلاقی قرار می داد. یکی از اولین و موفق ترین تهیه کنندگان فیلم های بهره برداری، کروگر باب بود. 4] باب فیلم مامان و بابا در سال 1945 را تولید کرد، یک فیلم بهداشت جنسی که داستان بارداری تصادفی یک دختر جوان را روایت می کند. بر اساس مقاله ای در سال 1977 تایم در سال 1949 ادعا که از هر ده نفر یک نفر این فیلم را دیده است و باب از تاکتیک های تبلیغاتی برای "غرق کردن یک شهر با مواد بهره برداری، حتی پیشگام استفاده از تبلیغات پستی مستقیم، ارسال چهار رنگ به هر صندوق پستی در شهر" استفاده کرد. این فیلم سومین فیلم پرفروش دهه ۱۹۴۰ در ارزش دلار بود.

 دهه ۱۹۵۰ شاهد علمی تخیلی کم بودجه، فیلم های هیولا و فیلم های شورش نوجوانان بود. آنها هنوز با استانداردهای بعدی رام بودند، اما زمینه را فراهم می کردند. دهه ۱۹۶۰، با فروپاشی کد تولید و ظهور سنگرها، به زمین بارور برای فیلم های بهره برداری تبدیل شد که رابطه جنسی، گور و ارزش شوک را معرفی می کردند. دهه ۱۹۷۰ به طور گسترده ای به عنوان عصر طلایی فیلم های استثماری در نظر گرفته می شود، با تولید کنندگان مستقل که در سینماهای آسیاب خانه و رانندگی رونق دارند. در اوایل دهه ۱۹۸۰، انفجار ویدئویی خانگی به فیلمسازان استثمار یک زمین بازی جدید داد و VHS اجازه داد تا محتوای مستقیم به ویدئو را فراهم کند. سرکوب MPAA و افزایش رقابت جریان اصلی در اواسط دهه شروع به کاهش لبه کرد. با شروع از اواخر دهه ۱۹۸۰، فیلم های استثماری شروع به محو شدن یا تبدیل شدن به خودآگاهی کردند.

انجمن فیلم (MPA) که در سال ۱۹۲۲ به عنوان تهیه کنندگان و توزیع کنندگان فیلم آمریکا (MPPDA) تأسیس شد و از سال ۱۹۴۵ تا سپتامبر ۲۰۱۹ به عنوان انجمن فیلم های آمریکا (MPAA) شناخته میشود.

برای محافظت از منافع و تصویر صنعت فیلم آمریکا تاسیس در سال 1930، کد تولید فیلم را معرفی کرد - که معمولا به عنوان کد هیز شناخته می شود - که دستورالعمل های سختگیرانه ای را در مورد محتوای فیلم اعمال می کرد. این کد تا سال 1968، زمانی که توسط یک سیستم رتبه بندی داوطلبانه فیلم، که توسط اداره طبقه بندی و رتبه بندی (CARA) اداره می شد، جایگزین شد، به اجرا در می رافت. در حالی که MPA با هیئت مدیره سانسور و سازمان های مردمی برای ترویج یک تصویر "پاک" از هالیوود همکاری می کرد، فیلمسازان استثمار اغلب خارج از این سیستم فعالیت می کردند. آنها بحث و جدل را پذیرفتند و از آن به عنوان تبلیغات آزاد استفاده کردند، و برای جذب مخاطبان از دست رفته به تلویزیون، به محتوای هیجان انگیز متکی .

تعریف "بهره برداری" انعطاف پذیر است و اغلب توسط ادراک بیننده به اندازه محتوای واقعی فیلم شکل می گیرد. عناصر تحریک کننده و هنری اغلب همزیستی دارند؛ بسیاری از فیلم های هنری که توسط کد یونجه رد شده بودند، در همان سنگ معدنها به عنوان فیلم های استثمار نمایش داده می شدند. فیلم های بهره برداری تمایل خود را برای کشف مواد "نامرتب"، بسیار شبیه به آثار تجاوزکارانه نویسندگان اروپایی، به اشتراک می گذارند. فیلم های متعددی که در حال حاضر به عنوان کلاسیک در نظر گرفته می شوند، حاوی سطوح رابطه جنسی، خشونت و شوک هستند که یک بار به قلمرو استثمار منتقل می شوند. هر دو خانه هنر و مخاطبان استثمار اغلب با رد آنها از کنوانسیون های اصلی هالیوود متحد می شوند.

از سال ۱۹۹۰، سینمای استثمار علاقه تحصیلی فزاینده ای را به خود جلب کرده است و گاهی اوقات به عنوان پاراسینما نامیده می شود.


آسیاب خانه ها و خانه اکشن


"Grindhouse" یا "خانه اکشن" یک اصطلاح آمریکایی برای یک تئاتر است که در درجه اول فیلم های بهره برداری کم بودجه را با هدف مخاطبان بزرگسال به نمایش می گذارد. این تئاترها در دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰، به ویژه در شهر نیویورک و سایر مراکز شهری در سراسر آمریکای شمالی، محبوبیت اوج به دست آمد. دیوید چرچ مورخ اشاره می کند که اصطلاح "Grindhouse" از "سیاست آسیاب" سرچشمه می گیرد - یک استراتژی برنامه نویسی فیلم از دهه ۱۹۲۰ شامل نمایش های مداوم با قیمت های تخفیف دار است که در طول روز افزایش یافت. این رویکرد به شدت با مدل نمایشگاه سنتی تر دوران، که نمایش روزانه کمتر و قیمت گذاری بلیط بر اساس صندلی، به طور معمول در تئاترهای بزرگ و استودیویی، نمایش های روزانه را نشان می داد، به شدت در تضاد بود. گریندهاوس در اواسط دهه ۱۹۸۰ با افزایش ویدئوی خانگی شروع به کاهش کرد.
یک تئاتر رانندگی یک مکان فیلم در فضای باز است که شامل یک صفحه نمایش بزرگ، یک غرفه طرح ریزی، یک غرفه امتیاز و یک منطقه پارکینگ است که در آن مشتریان می توانند فیلم ها را از راحتی اتومبیل های خود تماشا کنند. این تئاترها در طول زمان در هر دو ساختار و تکنولوژی تکامل یافتند. در ابتدا، صدا از طریق بلندگوها بر روی صفحه نمایش یا بلندگوهای سیمی فردی که به پنجره های خودرو متصل شده بودند، تحویل داده شد، اما این سیستم در نهایت با پخش میکروبرادپ موسیقی متن فیلم به رادیوهای خودرو جایگزین شد و کیفیت صدای بهتری را ارائه می داد و خطر آسیب رساندن به پنجره ها یا سیم ها را از بین می برد. همانطور که درایوها در طول 1960s و 1970s شروع به کاهش محبوبیت کردند، صاحبان تئاتر به دنبال جذب مخاطبان با نمایش فیلم های بهره برداری کم هزینه، به نام فیلم های "رانندگی" بودند. برخی از تهیه کنندگان حتی فیلم هایی را به طور خاص برای این بازار ساختند و تقاضای مداوم برای محتوای جدید منجر به این نظریه شد که آنها فیلم ها را "خرد" می کنند - ایده ای که ممکن است بر اصطلاح "Grindhouse" تأثیر گذاشته باشد.


زیر ژانرهای اصلی

فیلم های بهره برداری ممکن است موضوع و طراحی ژانرهای فیلم منظم، به ویژه اکشن، فیلم های ترسناک و هیجان انگیز را اتخاذ کنند و تم های آنها گاهی اوقات تحت تاثیر سایر رسانه های به اصطلاح استثمارگر مانند مجلات پالپ قرار می گیرد. آنها اغلب تمایزات بین ژانرها را با مهار عناصر دو یا چند ژانر در یک زمان محو می کنند. زیر ژانرهای آنها با ویژگی هایی که استفاده می کنند قابل شناسایی هستند.


فیلم های Blaxplaitation 

در سینمای آمریکا، Blaxploitation زیر ژانر فیلم اکشن است که از ژانر فیلم استثمار در اوایل دهه ۱۹۷۰ گرفته شده است، به نتیجه حرکت فرهنگی ترکیبی جنبش حقوق مدنی سیاه پوست، جنبش قدرت سیاه و حزب پلنگ سیاه، شرایط سیاسی و جامعه شناختی است که هنرمندان سیاه پوست را تسهیل می کرد و قدرت خود را از نمایش هویت قومی سیاه پوست در هنرها به دست می آورد. اصطلاح blaxploitation یک نمونه از کلمات سیاه و استثمار است که توسط Junius Griffin، رئیس شعبه Beverly Hills-Hollywood از NAACP در سال 1972 ابداع شده است. گریفین در انتقاد از تصویر هالیوود از جامعه چند نژادی ایالات متحده، گفت که ژانر سرمایه گذاری سیاه و سفید "تخطی های تکثیر" به و علیه جامعه سیاه پوستان، با تداوم کلیشه های نژادپرستانه از جنایت ذاتی است.
پس از سوء تعبیر فرهنگی درک شده از مردم سیاه پوست در فیلم های نژادی از 1940s، 1950s، و 1960s، ژانر فیلم Blaxploitation شخصیت های سیاه و سفید و جوامع سیاه و سفید را به عنوان قهرمانان و مکان های داستان، به جای به عنوان پس زمینه یا شخصیت های ثانویه در داستان، مانند سیاه و سفید جادویی و یا به عنوان قربانیان جنایتکاران ارائه داد. برای مقابله با سوء استفاده های نژادپرستانه از سیاه و سفید در کسب و کار فیلم آمریکایی، UCLA از نظر مالی به دانش آموزان سیاه پوست کمک کرد تا در مدرسه فیلم حضور داشته باشند. ظهور فرهنگی زیرنه Blaxploitation توسط استودیوهای فیلم هالیوود که یک سیستم مجاز از رتبه بندی فیلم را در سال 1968 اتخاذ می کردند، تسهیل شد.
در ابتدا، فیلم های ضد آب و برق سینمای سیاه و سفید تولید شده برای سرگرمی از مردم سیاه و سفید در شهرستانها از ایالات متحده، اما جذابیت سرگرمی از شخصیت های سیاه و سفید و داستان های انسانی به جریان اصلی از شرکت های بزرگ هالیوود گسترش یافت. با به رسمیت شناختن سودآوری فیلم های ارزان قیمت از نظر مالی، استودیوهای فیلم های شرکتی سپس فیلم های blexploitation را به طور خاص برای حساسیت های فرهنگی بینندگان اصلی تولید کردند. فیلم های Blaxploitation اولین فیلم هایی بودند که موسیقی متن موسیقی فانک و روح را به نمایش گذاشتند.

اولین و شاید نمادین ترین نمونه های از نفوذ سیاه در دهه ۱۹۷۰ ساخته شد. یک نمونه اصلی از این ژانر شفت (۱۹۷۱) است که توسط گوردون پارکس کارگردانی شده و با بازی ریچارد راندتری در نقش عنوان است. همکاری بین کارگردان جک هیل و بازیگر پم گریر دو تا از معروف ترین فیلم های پرفروش زن به رهبری زنان به دنیا آورد؛ کافی (1973) و فاکسی براون (1974). The Wiz (1978) رمان کلاسیک کودکان The Wonderful Wizard of Oz توسط L را دوباره تصور می کند. فرانک باوم با یک بازیگر آفریقایی آمریکایی، با بازی خوانندگان دیانا راس و مایکل جکسون در نقش های اصلی. فیلم های دستکاری سیاه و سفید 1980s شامل اکشن جکسون (1988) و فیلم تقلیدی blaxploitation I'm 'git You Sucka (1988) است.


فیلم های آدم خوار 

فیلم های آدمخوار که به طور متناوب به عنوان فیلم های بومی آدم خوار شناخته می شوند، زیرا یک ژانر از فیلم های ترسناک هستند که عمدتا توسط فیلمسازان ایتالیایی در طول دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ساخته شده اند. این زیر ژانر مجموعه ای از فیلم های گرافیکی خشن است که معمولا آدم خواری را توسط بومیان قرون وسطی اولیه، در اعماق جنگل های بارانی آسیایی یا آمریکای جنوبی به تصویر می کشد. در حالی که آدم خواری ویژگی متحد این فیلم ها است، تأکید کلی بر اشکال مختلف خشونت تکان دهنده، واقع بینانه و گرافیکی، به طور معمول شامل شکنجه، تجاوز و بی رحمی واقعی به حیوانات است. این موضوع اغلب به عنوان قرعه کشی تبلیغاتی اصلی فیلم های آدمخوار در ترکیب با ادعاهای اغراق آمیز یا هیجان انگیز در مورد شهرت فیلم ها مورد استفاده قرار می گرفت.

هولوکاست آدمخوار روگرو دئوداتو (1980) اغلب به عنوان بهترین فیلم شناخته شده این ژانر به دلیل جنجال های قابل توجه در مورد انتشار آن در نظر گرفته می شود و یکی از معدود فیلم های این ژانر است که توجه اصلی را به خود جلب می کند. یکی دیگر از فیلم های معروف این ژانر، انسانی آدم خوار اومبرتو ۱۹۸۱) است.


فیلم های کانوکس لویات

"Canuxploitation" یک نئولژیسم است که در سال 1999 توسط مجله Broken Pencil در مقاله "Canuxploitation! با دخترای آدمخوار که کریسمس سیاه رو خوردن پایین جاده می ره راهنمای کامل شما برای فیلم B کانادا، برای اشاره به فیلم های B ساخته شده توسط کانادا. جریان اصلی ترین تحلیل انتقادی از این دوره در تاریخ فیلم کانادا، با این حال، آن را به عنوان "عصر مالیات پناهگاه" اشاره می کند.

این پدیده در سال 1974 ظهور کرد، زمانی که دولت کانادا مقررات جدیدی را برای شروع صنعت فیلم کانادایی که در آن زمان توسعه نیافته بود، معرفی کرد و اعتبار مالیاتی کمک هزینه سرمایه را از 60 درصد به 100 درصد افزایش داد. در حالی که برخی از فیلم های مهم و قابل توجه تحت این برنامه ساخته شده بودند، و برخی از کارگردانان فیلم که دندان های خود را در دوران "پناهگاه مالیاتی" بریدند، به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین فیلمسازان کانادا ظاهر شدند، مقررات جدید نیز یک اثر جانبی کاملاً پیش بینی نشده داشت: هجوم ناگهانی فیلم های ترسناک و ژانر با بودجه کم، که به عنوان پناهگاه های مالیاتی خالص در نظر گرفته شده بود، زیرا آنها برای تبدیل نکردن یک سود متعارف طراحی شده بودند. بسیاری از فیلم ها، در واقع، توسط فیلمسازان آمریکایی ساخته شده اند، که پروژه های آنها توسط سیستم استودیوی هالیوود به عنوان تجاری قابل قبول نیست، و باعث ظهور پدیده شمال هالیوود شد. ورایتی این ژانر را "پورنو شربت افرا" نامگذاری کرد. 
این دوره به طور رسمی در سال 1982 به پایان رسید، زمانی که کمک هزینه سرمایه به 50 درصد کاهش یافت، اگر چه فیلم هایی که تحت این برنامه وارد شده بودند، برای چند سال دیگر پس از آن منتشر شدند.با این حال، حداقل یک وبلاگ فیلم کانادایی اصطلاح "Canuxploitation" را برای اشاره به هر فیلم ترسناک، هیجان انگیز یا علمی تخیلی کانادایی که تا به امروز ساخته شده است، گسترش می دهد. 

دیوید کروننبرگ به عنوان مهم ترین کارگردان این دوران، با فیلم های Shivers (1975)، Rabid (1977)، The Brood (1979)، اسکنرها (1981) و Videodrome (1983) برجسته است. برخی از فیلم های مهم Canuxploitation Sshersers، مانند کریسمس سیاه (1974)، شب پرام (1980) ترور ، من خونین من (1981) بود. از دیگر فیلم های مهم Canuxploitation می توان به پورکی (1981) و کلاس 1984 (1982) اشاره کرد.


فیلم های چانبارا

دهنده ژانر فیلم های سینمایی ژاپنی به نام سینمای سامورایی به زبان انگلیسی است و تقریباً معادل فیلم های وسترن و swashbuckler است. چانبارا یک زیر دسته از جیدایگکی است که معادل درام دوره ای است. در حالی که قطعات دوره سامورایی قبلی به جای عمل چشمگیرتر بودند، فیلم های سامورایی که پس از جنگ جهانی دوم تولید می شدند، بیشتر مبتنی بر عمل شده اند، با شخصیت های تاریک تر و خشن تر از لحاظ تاریخی، این ژانر معمولا در دوران توکوگاوا (۱۶۰۰–۱۸۶۸۸) تنظیم می شود.

در دهه ۱۹۵۰ و دهه ۱۹۶۰، کارگردانان مشهور ژاپنی مانند آکیرا کوروساوا، کنجی میزوگوچی، هیروشی ایناگاکی، ماساکی کوبایاشی، کانتو شیندو و کیهاچی اوکاموتو فیلم های با مضمون سامورایی ساختند. با این حال، هیچ یک از این فیلم ها تحت دسته سینمای استثمار قرار نمی گیرند. در حالی که برخی ممکن است حاوی خشونت، عمل سامورایی یا عناصر ماورایی باشند، همه آنها به عنوان آثار هنری قابل توجه توسط کارگردانان تحسین شده شناخته می شوند.

در دهه ۱۹۷۰، یک سبک تجدیدنظرطلب و غیر سنتی از فیلم سامورایی ها در ژاپن به محبوبیت دست یافت. این به عنوان چانبارا شناخته شد، یک اونوماتوپوئیا که درگیری شمشیرها را توصیف می کرد. Chanbara دارای تعداد کمی از حساسیت های رواقی و رسمی از فیلم های jidaigeki قبلی است - Chanbara جدید شخصیت های ضد قهرمان انتقام، برهنگی، صحنه های جنسی، شمشیربازی و خون را نشان می دهد. این زیر ژانر جدید بیشتر با مانگا سامورایی ۱۹۷۰ توسط Kazuo Koike مرتبط است.

معروف ترین فیلم های مبتنی بر آثار کویکه به شرح زیر است: تنها گرگ و توله و مکعب: شمشیر انتقام (1972)، به کارگردانی کنجی میسومی و با بازی تومیسابورو واکایاما، داستان اوگامی ایتو، یک قاتل سرگردان برای استخدام است که با پسر جوانش، دایگورو همراه است. این اولین بار از مجموعه ای از شش فیلم مجموعه ای از شش فیلم مجموعه . شوگان قاتل (۱۹۸۰) به کارگردانی رابرت هیوستون، از دو فیلم اول این مجموعه ویرایش و گردآوری شد. بانوی برف خون (۱۹۷۳) به کارگردانی توشیه فوجیتا و با بازی میکو کاجی، داستان یوکی را بازگو می کند، زنی که به دنبال انتقام از سه نفر از افرادی است که به مادرش تجاوز کرده و برادر ناتنی اش را به قتل رسانده اند.


فیلم های یورواسپی

فیلم Eurospy (یا فیلم جاسوسی اسپاگتی، هنگام اشاره به فیلم های ایتالیایی تولید شده در این ژانر)، یک ژانر از فیلم های جاسوسی است که در اروپا، به ویژه در ایتالیا، فرانسه و اسپانیا تولید می شود که یا صمیمانه تقلید می کند یا فیلم های جاسوسی جیمز باند بریتانیا را تقلید می کند. این ژانر شاخه ای از جنون جاسوسی گسترده تر دهه ۱۹۶۰ بود که با جیمز باند در سال ۱۹۶۲ آغاز شده بود و در سراسر جهان غرب ریشه گرفته بود و در دهه های اولیه تا اواسط دهه هفتاد در کشورهایی مانند انگلستان دوام آورده بود. بریتانیا در جنبش Eurospy که الهام گرفته بود، شرکت کرد، هرچند گسترش تولید خود را در رسانه های تقلیدی با بودجه پایین تر به سبک Eurospy و تولیدات جدی تر با بودجه بالاتر از نمونه ای از این ژانر.
فیلم های Eurospy بهتر است به عنوان فیلم های "عمل جاسوسی" طبقه بندی می شوند، زیرا آنها بر عمل، ابزار و مکان های عجیب و غریب در مورد تنش روانی و واقع گرایی معمول "هیجان انگیز جاسوسی" که عمل گرا نیستند، تاکید می کنند. یک مثال مهم، فیلم فرانسوی The Professional (1981) است.


فیلم های جیالو 

در سینمای ایتالیا، گیالو یک ژانر از داستان های رمز و راز قتل است که اغلب شامل اسلشر، هیجان انگیز، وحشت روانی، هیجان انگیز روانشناختی، نفوذ جنسی و کمتر از اغلب، عناصر ترسناک فراطبیعی است. 

این سبک خاص از فیلم ترسناک رمز و راز قتل تولید شده توسط ایتالیایی - فیلم هیجان انگیز معمولا فضا و تعلیق داستان های هیجان انگیز را با عناصر داستان های ترسناک و شهوانی شهوانی ترکیب می کند و اغلب شامل یک قاتل مرموز است که هویت آن تا زمان عمل نهایی فیلم آشکار نمی شود. این ژانر در اواسط تا اواخر دهه ۱۹۶۰ توسعه یافت و در طول دهه ۱۹۷۰ محبوبیت زیادی به اوج خود رسید و متعاقباً در چند دهه آینده در فیلمسازی جریان اصلی تجاری کاهش یافت، اگرچه نمونه هایی همچنان تولید می شوند. این یک سلف بود و تأثیر قابل توجهی بر ژانر فیلم های اسلشر بعد داشت. 

اولین نمونه های قابل توجه از گیالو توسط ماریو باوا ساخته شد که شامل Blood and Black Lace (1964) و خلیج خون (1971) . با این حال، معروف ترین نمونه ها توسط داریو آرجنتو در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ساخته شد که شامل پرنده با پلوم کریستال (۱۹۷۰) ، گربه ۹-۹۷۱) ، چهار مگس در مخمل خاکستری (۱۹۷۷) ، دیپر Tenebrae(Phenomena۱۹۸۷) است. لوسیو فولچی یکی دیگر از کارگردانان مشهور فیلم های گیالو است که شامل یک مارمولک در پوست یک زن (۱۹۷۱) ، شکنجه یک اردک (۱۹۷۲) و ریپر نیویورک (۱۹۸۲) است.


فیلم های بهره برداری از هیپی 

فیلم هیپی یک زیردسه از فیلم ها با شخصیت های هیپی است، فیلم هایی که خرده فرهنگ هیپی را به تصویر می کشند و فیلم هایی که ارزش های ضد فرهنگ هیپی غیر مادی را ترویج می کنند، عشق، زندگی طبیعی، شیوه زندگی جمعی، آزادی، اکتشاف معنوی، خلاقیت، سفر و زیارت، تلاش برای حقیقت، تغییر جهان برای بهتر، آگاهی و یک زندگی معنی دار را ترویج می کنند.

فیلم های هیپی یک پدیده آمریکایی بودند و از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا اواخر دهه ۱۹۷۰، با نمونه های مهمی از جمله Easy Rider (1969)، Woodstock (1970)، Zabriskie Point (1970)، بیایید جسیکا تا مرگ (۱۹۷۱ ، فریتز گربه (۱۹۷۲) ، عیسی مسیح سوپراستار Hair(۱۹۷۹) محبوب بودند.


فیلم های رزمی

فیلم های هنرهای رزمی زیر مجموعه ای از فیلم های اکشن هستند که شامل مبارزه هنرهای رزمی بین شخصیت ها هستند. این مبارزات معمولاً جذابیت اصلی فیلم ها و ارزش سرگرمی است و اغلب روشی برای داستان سرایی و بیان شخصیت و توسعه است. هنرهای رزمی اغلب در صحنه های آموزشی و سکانس های دیگر علاوه بر مبارزات برجسته می شوند. فیلم های هنرهای رزمی معمولا شامل مبارزه با دست به دست همراه با انواع دیگر عمل، مانند شیرین کاری، تعقیب و گریز و درگیری های مسلحانه هستند.

فیلم های هنرهای رزمی به عنوان یک پدیده عمدتا هنگ کنگ ظاهر شدند. بروس لی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان رزمی در تاریخ سینما شناخته می شود. لی که به خاطر نقش هایش در پنج فیلم رزمی بلند شناخته شده است، به خاطر کمک به محبوب کردن فیلم های رزمی در دهه ۱۹۷۰ شناخته می شود. این فیلم ها «رئیس بزرگ» (1971) ، مشت خشم (1972) ، «راه اژدها» (1972)، وارد اژدهای اژدها (۱۹۷۳) و بازی مرگ (۱۹۷۸) می شوند. سه فیلم اول از این فیلم ها تولیدات هنگ کنگ هستند، در حالی که دو فیلم آخر تولید مشترک هنگ کنگ/ایالات متحده آمریکا هستند و آخرین فیلم پنج سال پس از مرگ لی در سال 1973 اکران می شود. پایان دهه ۱۹۷۰ همچنین دیگر فیلم های مهم هنرهای رزمی هنگ کنگ را دید و جکی چان به عنوان استعداد بزرگ هنرهای رزمی بعدی ظاهر شد. مار در سایه عقاب (1978) سبک کمدی کونگ فو چان را تاسیس کرد، در حالی که همچنین ساختار طرح اساسی مورد استفاده در بسیاری از فیلم های رزمی در سطح بین المللی را ایجاد کرد. در همان سال، چان همچنین در مستر مست (1978) بازی کرد، که شامل بسیاری از عوامل مشابه و شباهت ها در داستان و سبک آن به فیلم قبلی بود. یکی دیگر از فیلم های مهم هنرهای رزمی از همان سال، سی و ششمین اتاق شائولین (۱۹۷۸) با بازی گوردون لیو است.

در دهه ۱۹۸۰، جکی چان صحنه فیلم های رزمی را با بازی در فیلم هایی مانند پروژه A (۱۹۸۳) ، چرخ های روی وعده های غذایی (۱۹۸۴) ، داستان پلیس (۱۹۸۵) ، زره پوش خدا (۱۹۸۸) و اژدها برای همیشه (۱۹۸۸۸) مسلط کرد. به غیر از این فیلم های هنگ کنگ، فیلم های هنرهای رزمی قابل توجه آمریکایی نیز در دهه ۱۹۸۰ ساخته شدند. قابل توجه ترین ستاره ای که در صحنه فیلم های رزمی آمریکایی ظهور کرد، ژان کلود ون دام بود که در فیلم هایی مانند No Retreat، No Surrender (1985)، Bloodsport (1988)، Cyborg (1989) و Kickboxer (1989) بازی کرد. دیگر فیلم های مهم هنرهای رزمی آمریکایی عبارتند از: گرگ مک کوید تنها (1983)، کار )، نینجای آمریکایی )، اژدها از قانون (1988)، بهترین بهترین (1989) و کوره کور (1989).

Gun fu، یک پورتمانتو از اسلحه و کونگ فو، یک سبک از درگیری های دقیق نزدیک است که شبیه یک مبارزه هنرهای رزمی است که سلاح های گرم را با مبارزه با دست به دست و سلاح های سنتی در یک نسبت تقریبا 50/50 ترکیب می کند. این زیر ژانر در نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ ظهور کرد، با فیلم های A Better Tomorrow (۱۹۸۶) و The Killer (1989) که هر دو به کارگردانی جان وو و با بازی چو یون-فت ساخته شده اند.

Wuxia (به معنای واقعی کلمه "هنرهای رزمی و جوانمردی") یک ژانر از داستان های چینی در مورد ماجراهای هنرمندان رزمی در چین باستان است. اگرچه وکسیا به طور سنتی نوعی ادبیات فانتزی تاریخی است، اما محبوبیت آن باعث شده است که آن را برای سایر اشکال هنری، از جمله سینما، اقتباس کند. یک فیلم قابل توجه وکسیا یک داستان ارواح چینی است (1987).


موک باستر

یک فیلم ساختگی فیلمی است که برای بهره برداری از تبلیغات یک فیلم بزرگ دیگر با عنوان یا موضوع مشابه ساخته شده است. Mockbusters اغلب با بودجه کم و تولید سریع برای به حداکثر رساندن سود ساخته شده است. "موک باستر" یک نمونه از کلمات "موک" و "بلوک باستر" است.

بر خلاف فیلم های تولید شده برای سرمایه گذاری در محبوبیت یک نسخه اخیر با اتخاذ ژانر مشابه و یا عناصر داستان سرایی، mockbusters به طور کلی به طور همزمان با فیلم های آینده تولید می شود و در مورد زمانی که فیلم الهام گرفته از آن منتشر می شود، به طور مستقیم به ویدیو منتشر می شود. یک موشک شکن ممکن است به اندازه کافی در عنوان یا بسته بندی مشابه باشد که مصرف کنندگان آن را با فیلم واقعی که تقلید می کند، اشتباه می کنند؛ با این حال، تولید کنندگان آنها ادعا می کنند که آنها به سادگی محصولات اضافی را برای مصرف کنندگانی که می خواهند فیلم های بیشتری را در همان زیر ژانر تماشا کنند، ارائه می دهند.

Mockbusters و ripoffs را می توان در خارج از کشورهای فیلم اصلی فیلمبرداری و منتشر کرد. استودیوهای کم بودجه در کشورهای خارجی ممکن است دنباله های نامشروع را برای مجموعه فیلم های با بودجه بالاتر که در کشورهای دیگر آغاز شده است، تولید کنند. احتمالا معروف ترین نمونه از این فیلم ایتالیایی زومبی ۲ (۱۹۷۹) است که دنباله ای غیر رسمی برای فیلم آمریکایی Dawn of the The Dead بود که در نقش زومبی در ایتالیا (۱۹۷۸) منتشر شد.


فیلم های هیولا و فیلم های ترسناک طبیعی

یک فیلم هیولا یک فیلم است که بر روی یک یا چند شخصیت تمرکز دارد که برای زنده ماندن از حملات توسط یک یا چند هیولای متضاد تلاش می کند. این هیولا اغلب توسط یک حماقت از بشریت ایجاد می شود - یک آزمایش اشتباه، اثرات تابش یا تخریب زیستگاه. هیولا معمولا یک شرور است، اما می تواند استعاره ای از نابودی مداوم بشریت باشد؛ به عنوان مثال، نمادی از جنگ اتمی است.

اولین فیلم های این ژانر عموما فیلم های غول پیکری بودند. فیلم آمریکایی King Kong (1933)، نمونه اصلی این ژانر، دارای یک گوریل غول پیکر است. دهه ای که بیشترین ارتباط را با این ژانر دارد، دهه ۱۹۵۰ است، زمانی که با پارانویای هسته ای ترکیب شد. آنها! (1954) دارای مورچه های تابشی غول پیکر و تارانتولا است! (1955) دارای یک تارانتول غول پیکر است. موجود از تالاب سیاه (1954) یک استثنا است، همانطور که به جای یک هیولای غول پیکر، دارای یک انسان نمای آبزی است. باز هم در دهه ۱۹۵۰، استودیوی فیلمسازی ژاپنی توهو شروع به تولید فیلم های کایجو کرد. گودزیلا (۱۹۵۴)، اولین نمونه مهم از این روند، ویژگی های یک موجود غول پیکر مانند دایناسور مانند است. گودزیلا، پادشاه هیولاها! (1956)، یک تولید مشترک ژاپنی-آمریکایی، یک بومی سازی آمریکایی به شدت دوباره ویرایش شده است، یا "آمریکایی شدن" فیلم ژاپنی 1954. این فیلم مسئول معرفی گودزیلا به مخاطبان جهانی بود.

پس از دهه ۱۹۵۰، یک تغییر از فیلم های غول پیکر هیولا به فیلم هایی که حیواناتی با اندازه کم و بیش به اندازه ی غیر طبیعی به نمایش می گذاشتند، وجود داشت که شاید به جای فیلم های هیولا، به طور دقیق تر به عنوان فیلم های ترسناک طبیعی طبقه بندی شوند. نمونه های مهم این روند جدید از دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ شامل پرندگان (۱۹۶۳؛ پرندگان)، فاز چهارم (۱۹۷۴؛ مورچه ها)Jaws، آرواره ها (۱۹۷۷؛ اورکا؛ پیراناس)، تمساح (۱۹۸۰؛ تمساح)، سگ (۱Cujo۹۸۸؛ سگ) و درخشش میمون (۱۹۸۸؛ میمون) است. با این حال، کینگ کنگ (۱۹۷۶)، بازسازی فیلم ۱۹۳۳، یک فیلم غول پیکر هیولا درست مانند نسخه اصلی است.

آرواره ها (۱۹۷۵) همچنین زیر ژانر خود را از فیلم استثماری خود به نام Sharksploitation ایجاد کردند. جان نوبین از جهان های مختلف، گرملین (۱۹۸۴) را به عنوان یک فیلم بهره برداری توصیف کرد و ادعا کرد که نام و شهرت استیون اسپیلبرگ را به عنوان وسیله ای برای ایجاد موفقیت در باکس آفیس معامله می کند.


فیلم های استثماری نازی‌ها  

استثمار نازی ها (همچنین Nazisploitation) یک زیر ژانر از فیلم استثمار و فیلم جنسی است که شامل نازی ها ارتکاب جنایات جنسی، اغلب به عنوان اردوگاه یا ناظران زندان در طول جنگ جهانی دوم است. اکثر آنها از فرمول فیلم زنان در زندان پیروی می کنند، فقط به یک اردوگاه کار اجباری، اردوگاه نابودی یا فاحشه خانه های نازی منتقل می شوند و با تاکید بر سادیسم، گور و تخریب. فیلمسازان اروپایی، بیشتر در ایتالیا، فیلم های استثمار نازی ها را تولید کردند. در سطح جهانی به هر دو سینما و VHS صادر شد، فیلم های استثمار نازی ها به شدت مورد حمله قرار گرفتند و به شدت سانسور شدند و این ژانر در پایان دهه هفتاد ناپدید شد.
در ایتالیا، این فیلم ها به عنوان بخشی از چرخه "il sadiconazista" شناخته می شوند که از فیلم های هنری مانند The Night Porter (1974) توسط لیلیانا کاوانی و سالو، یا 120 روز سودوم (1975) توسط Pier Paolo Pasolini الهام گرفته شده است.


فیلم های تله گذاری

Nunsplitation یک زیر سبک از فیلم استثمار است که در دهه ۱۹۷۰ در اروپا اوج خود را داشت. این فیلم ها به طور معمول شامل راهبه های مسیحی است که در طول قرون وسطی در صومعه ها زندگی می کنند. درگیری اصلی داستان معمولاً از یک ماهیت مذهبی یا جنسی است، مانند ستم مذهبی یا سرکوب جنسی به دلیل زندگی در تجرد. تفتیش عقاید یکی دیگر از موضوعات مشترک است. این فیلم ها، اگر چه اغلب به عنوان فیلم های بهره برداری خالص دیده می شوند، اغلب حاوی انتقاد علیه مذهب به طور کلی و کلیسای کاتولیک به طور خاص است. در واقع، برخی از دیالوگ های شخصیت اصلی، آگاهی فمینیستی را ابراز می کردند و رد نقش اجتماعی تابعه آنها را رد می کردند. بسیاری از این فیلم ها در کشورهایی ساخته شده اند که کلیسای کاتولیک در آن ها تاثیرگذار است، مانند ایتالیا و اسپانیا.
معروف ترین نمونه از این زیر ژانر، شیاطین (1971) است. یک گزارش تاریخی دراماتیک از سقوط اوربین گرندیه، یک کشیش کاتولیک رومی قرن هفدهم که متهم به جادوگری پس از دارایی در لودون، فرانسه است، این طرح همچنین بر خواهر ژان د آنجس، یک راهبه سرکوب جنسی که این اتهامات را تحریک می کند، تمرکز دارد.


فیلم های موتورسوار یاغی

فیلم دوچرخه سوار غیرقانونی یک ژانر فیلم است که شخصیت های خود را به عنوان شورشیان موتورسواری به تصویر می کشد. شخصیت ها معمولاً عضو یک باشگاه موتور سیکلت یاغی هستند. این ژانر واقعا در اواسط 1960s، پس از باشگاه موتور سیکلت Hells Angels در رسانه ها برجسته شد، به طور خاص، پس از Hunter S. کتاب فرشتگان جهنم (1967) منتشر شد.

فرهنگ دوچرخه سوار غیرقانونی برای اولین بار در فیلم مارلون براندو The Wild One (1953) محبوب شد، که داستانی را روایت می کند که بر اساس وقایع واقعی، شورش هالیستر 1947 است. بعدها، پیتر فوندا، دنیس هاپر و جک نیکلسون در فیلم کلاسیک "هیپی دوچرخه سوار"، Easy Rider (1969)، آنتی تز ژانر خشونت آمیز دوچرخه سوار، همکاری کردند. اخلاق باند دوچرخه سواران نیز به شدت در بودجه کم مشهور استرالیا تولید دیوانه مکس (1979)، با فیلم تخم ریزی خرده فرهنگ واقعی زندگی از دوچرخه های بقا برجسته شده است. فیلم های دوچرخه سوار غیرقانونی 1980s شامل خیابان های آتش (1984) و آکیرا (1988).

 

فیلم های استثمار

فیلم‌های Ozploitation فیلم های استثماری هستند - یک دسته از فیلم های ترسناک با بودجه پایین، کمدی، جنسیت و فیلم های اکشن - که در استرالیا [ساخته شده است پس از معرفی رتبه بندی R در سال 1971. این سال همچنین آغاز جنبش موج جدید استرالیا بود و سبک Ozploitation در همان چارچوب زمانی (اوایل دهه ۱۹۷۰ تا اواخر دهه ۱۹۸۰) به اوج خود رسید. Ozploitation اغلب به عنوان یک موج کوچکتر در موج جدید در نظر گرفته می شود و طیف گسترده ای از ژانرها را از جنسیت، فیلم های دوچرخه سوار، وحشت و حتی هنرهای رزمی پوشش می دهد.

ریشه اصطلاح "Ozploitation" به مستند نه کاملا هالیوودی اعتبار این ویژگی 2008 به بررسی فیلم های Ozploitation ساخته شده در طول موج جدید استرالیا می پردازد. این فیلم شامل مصاحبه با چهره های متعددی است که در Ozploitation شرکت داشتند و همچنین طرفداران این ژانر، از جمله کارگردان آمریکایی کوینتین تارنتینو (Quentin Tarantino) ، که عبارت "Aussiessploitation" را ابداع کرد، که کارگردان مارک هارتلی سپس آن را به "Ozploitation" کوتاه کرد. 

مهم ترین فیلم های Ozploitation شامل تریلرهای Wake in Fright (1971)، Mad Max (1979) و Roadgames (1981) است.

 


فیلم های تجاوز و انتقام

تجاوز و انتقام یک زیر ژانر است که توسط یک فرد یا افرادی که انتقام تجاوز علیه آنها یا دیگران را می گیرند، مشخص می شود. فیلم های تجاوز و انتقام نیز معمولا فیلم های ترسناک، فیلم های هیجان انگیز یا فیلم های پارتیزان هستند. قابل توجه برای تصویر گرافیکی خود را از خشونت، تجاوز، شکنجه و تصاویر جنسی، تجاوز و فیلم های انتقام توجه انتقادی و جنجال به خود جلب کرده است.

این زیر ژانر از سوی فمینیست هایی مانند کارول جی مورد ستایش قرار گرفته است. شبدر که کتاب آن مردان، زنان و اره های زنجیره ای (۱۹۹۲) او را به بررسی پیامدهای معکوس شدن نقش های جنسیتی سنتی سینما می پردازد. Clover، که تعریف خود را از این ژانر به فیلم هایی محدود می کند که در آن یک زن مورد تجاوز قرار می گیرد و انتقام خود را به دست می آورد، فیلم های تجاوز و انتقام را برای شیوه ای که شخصیت های اصلی خود به طور مستقیم با سوء استفاده خود مبارزه می کنند، به جای حفظ وضعیت موجود با بسته به یک سیستم حقوقی بی پاسخ، مانند فیلم های تجاوز از استودیوهای بزرگ مانند The Acmed (1988).  نویسنده جاسیندا رید و دیگران بر این باورند که تجاوز و انتقام باید به عنوان یک ساختار روایی به جای یک زیر ژانر واقعی طبقه بندی شود، زیرا طرح آن را می توان در فیلم های بسیاری از ژانرهای مختلف مانند هیجان انگیز، درام ها، وسترن ها و فیلم های هنری یافت. 

 

*****

 

منابع: